تبلیغات
معماری - نور و رنگ در معماری
به نام یکتا معمار هستی

نور و رنگ در معماری

جمعه 14 مرداد 1390 03:05 ب.ظ

نویسنده : مصطفی نصیری اوانکی
ارسال شده در: نور پردازی ،

 

به نام خدا

دانشگاه آزاد اسلامی پارساباد مغان

 عنوان مقاله :

نور و رنگ در معماری  

 تهیه و تنظیم : رحیم فروتنی

 زمستان87

 رنگ و نور در معماری

چکیده

از لحاظ فیزیکی ، نور و رنگ به یک طیف تابشی منحصر به فرد تعلق دارند . بنابراین وجود رنگ وابسته به وجود در روشنایی است . اگر چه در بسیاری از تحقیقات ، این نکته مورد توجه قرار نگرفته است. زمینه معماری، ترجیح می دهد هر دو جنبه را به طور جداگانه بررسی کند و همچنین حوزة تحقیقات آینده و ارائه سخنرانیهایی که تکراری و سطحی شده اند را محدود می کند. هدف این مقاله، تلاش برای معرفی راههای جدیدی برای تحقیق در هر دو زمینه است.

معرفی

به واسطة ناکامی در شناخت اینکه رنگ و نور در معماری دو زمینة لاینفک و غیر قابل تقسیم از یک مسألة مشترک هستند ، تحقیقات در مورد هر دو زمینه، عموماً راههای متفاوتی را پیموده است . در زمینة پژوهش نور، فقط جنبه های مربوط به نمایانی (مرئی بودن) و آسایش مورد توجه قرار گرفته است، در صورتی که در زمینة رنگ ، تلاشهایی در راستای رفع نیازهای طرح، سبک و مُد انجام گرفته است که البته همواره بر پایة اطلاعات اثبات پذیر نبوده اند. این موضوع برخی را به این تصور وا می دارد که «هیچ چیز غیر ممکن نیست» در حالیکه برخی معتقدند که این یک «موضوع کاملاً تخصصی» است. در هر حال ، هر دو جنبه درست هدایت نشده اند. با توجه به زحمات معماران و طراحان شایسته و با وجود مدارک گواه بر تلاش آنها، شکی در مورد اهمیت پژوهش آنها باقی نمی ماند.

 علی الخصوص ، اسلوب شناسی روان فیزیکی که برای تجزیه و تحلیل متغیرهای انفرادی و مرکب بکار برده می شود. اطلاعات مشخص و جنبه های پایه ای و اساسی را در هردو زمینه نور و رنگ، تجزیه و تحلیل می کند و با وجود اینکه عده کمی به زمینة رنگ و نور (صرفاً) علاقمند هستند ، بنابراین اهمیت این پژوهش ها در برآورد نیازهای اساسی که به راحتی بشر کمک شایانی می کند، کاملاً‌ مبرهن و واضح است. به همین دلیل به نظر می‌رسد که این رسیدگی ها، آیندة مساعدی پیش رو دارند و به ما در پیشرفت زمینه های اساسی زندگی مانند سلامتی ، اقتصاد ، امنیت و حتی عواطف و احساسات یاری می رسانند .

 امروزه ، جایگاه پژوهش چیست ؟ تأثیر رنگ در روشنایی و عملکرد آنها در هر یک از ما انسانها چیست؟

به نظر می رسد که 3  مسیر وجود دارد . سیستم بصری ( Visual) ، سیستم ادراکی (Perceptive) که توسط سیستم معرفتی و شناختی (Cognitive) معنا پیدا می کند و در نهایت سیستم چرخه های زیستی  (Circadian) . برای شروع ، دانش کافی در مورد دو سیستم بصری و ادراکی داریم که می توانیم تحقیقات معتبری را پایه ریزی کنیم . با این وجود ، تا به امروز پژوهش در زمینه نور فقط در ارتباط با مسائل آسایشی یا عدم آن و در زمینة رنگ در مورد مسائلی از قبیل بازسازی ، ثبات ، حافظه وسعت و گستره و متغیرهای آن انجام گرفته است . در هر دو زمینه ، بررسی مقام و شأن عمومی محققان در شرایط خاص که تأثیر بسزایی در عملکرد خوب روزانه دارد ،حائز اهمیت است . به همین دلیل ، معتقدیم که رویا و تفکر بنیادی و اساسی در زمینه رنگ و نور ، هنوز دارای نوعی وقفه است.

نهایتاً ،‌سیستم چرخه های زیستی (Circadian) ، هنوز موضوع پژوهش است. صرفنظر از این حقیقت که به عنوان ساعت بدن ما عمل می کند مطالعات اخیر نشان داده است که علاوه بر سیستم Cones and nods ، سیستم (Photoreceptor) [عصبی که نسبت به نور حساس است] نیز وجود دارد که سیستم چرخه های زیستی(Circadian ) فیزیولوژی را منظم می کند. فروپاشی و تجزیه هر دو سیستم که در نتیجة تغییرات تند روزانه و فصلی در ظهور عادی نور اتفاق می‌افتد، ممکن است انواع اختلالات و بی نظمی های بالینی و غیر بالینی را به وجود آورند. تحلیل این مسیر نوظهور و جدید، تغییر شکل  Circadian و وقفة «melatonin» (هورمون تغییر رنگ پوست) را نیز شامل می شود، همانگونه که در اطلاعاتی از طیف منتشر شده اخیر برای melatonin نشان داده شده است.

درک بهتری از melatonin ، سبب می شود که نسبت به عکس العمل بیولوژیکی بشر به رنگ و نور ، درک عمیقتری داشته باشیم و همچنین در برخورد با نارسائی هایی مانند اختلالات فصلی، کمک مؤثری می کند. از اطلاعات با این نکته بدست می آید که پژوهش رنگ و نور در معماری هنوز به سر منزل نهایی نرسیده است بلکه بر سر یک چهارراهی قرار گرفته است، یک مسیر بر این مفهوم که این پژوهش مشابه دیگران است ، دلالت می کند، در حالیکه، برخی آن را مسیر نو ، تلقی می کنند. این پژوهش به سمتی می رود که تأثیرات رنگ و نور طی سیستم های perceptual و Circadian آزمایش می شوند .

شکل 2. تضمینی دال بر اینکه این جاده به پژوهشی سودمند منتهی شود. وجود ندارد ،‌اما تکرار مسئله ای که قبلاً شناخته شده، لطفی ندارد. اغلب ادعا می شود که پژوهش به گونه‌ای به عهده گرفته شده که گویا یک «سفر ماهیگیری » است که در آن متغیرهای متفاوت برای مشاهدة تأثیرات ،‌آزمایش می شوند. معمولاً چیزی پیدا نمی شود.

 

در این ردة تلاشها، این مقاله درصدد مطرح کردن راههای جدید و مهم بازرسی پژوهش بر آمده است.

 شکل 1. کارکرد نسبی موج الکترونی مغناطیسی در طول موجهای متفاوت ، برا ی تحریک سیستم Circadian ، که از فروپاشی melatonin به عنوان سازنده استفاده می‌کند.

2- پیشنهادات

یک نقطه شروع مناسب ،‌استفاده از رنگ برای ترقی و ادارة مناطق محروم از نظر اجتماعی و فرهنگی است که به عنوان وسیله ای برای تشویق ساکنان و اهالی به منظور استفادة بهینه و صحیح تر از مناطق و حفاظت از آن مورد استفاده قرار می گیرد.

به عنوان مثال ،‌یکی از نتایج استفاده از آن،‌این بوده است که ما شاهد کاهش جرم بوده‌ایم، از زمانی که فضای مورد بحث (منطقه) دیگرکسل کننده نبوده است . این قضیه موجب افزایش همبستگی و اتفاق نظر در میان اهالی شده است. پر واضح است که منطقه، به طور مناسب چراغانی شده ، شخصیت خود را باز یافته ،‌رنگ تأثیر گذاری بیشتری داشته و بالاخره امنیت و سلامت ترقی پیدا کرده است.

جنبه مهم و عمیق تر دیگر مورد مطالعه ، تأثیری است که رنگ و نور بر سیستمهای circadian ,visual و perceptive دارد، (شکل 2) . موارد ابتدایی و انتهایی به تغییرات منطقه ای طیف chromatic حساس هستند (شکل 1). اما مفهوم این تغییرات چیست؟ اگر چه کاملاً معین و مشخص نیست ، اما این تغییرات احتمالاً به منظور تشویق و انگیزاندن و توسعه این بحث ، ظهور کرده اند که : چگونه نور و رنگ ، وضعیت و رفتار مردم را از لحاظ بنیادی و اساسی، تحت تأثیر قرار می دهند. نباید فراموش کنیم که روانشناسی محیطی و معماری دو زمینة  لاینفک هستند، نظمی که به آن به عنوان پارامتر درونی و ذهنی نگریسته می شود تا به عنوان پارامترهای اقتصادی و تکنیکی.

شکل 2- دیاگرام بالا توضیح مختصری راجع به neuroanatomy (تشریح اعصاب) می‌‌دهد که neurocndorcuine و circadian است.

به نظر می رسد این مطالعات نه تنها ناراحتی های بصری یا بدنی ، بلکه ناراحتی های روانشناختی و توجهی را نیز ارزیابی می کنند.

مفهومی که پژوهش رنگ بر آن پایه گذاری شده ، مسأله مهم و شایان توجه دیگری است.

نظریه قبلی و تجزیه تحلیل کلی موضوع مورد مطالعه لازم است. به عبارت دیگر: عمیق‌ترین دانش مطالعات موجود اخیر. با وجود اینکه، این دانش پس زمینه ، فقط با مرور زمان بدست می آید نه تنها از تکرار و بازنگری پژوهشهای موجود جلوگیری می کند بلکه مانع تعقیب زمینه های مطالعاتی بیگانه با اهداف تحقیق، توسط محققان می شود. این احتیاط ،‌دلیل مهمتری دارد و اگر به آن توجه نشود ،‌پیشرفتی در پژوهش حاصل نمی شود و اهمیت و معنی آن از بین می رود . به عنوان مثال، مفهوم آسایش از دید اغلب مردم، فقدان ناراحتی است، اما این سادگی سبب عدم ابراز درست مسأله می شود.

آسایش و عدم آسایش معمولاً‌با ارزشهای فانتزی و هنری و تندرستی (سلامت و خوشی) و حتی با تجمل و شادی ارتباط پیدا می کنند این دو با تغییر فرهنگ ، مد و انتظارات و تمایلات کاربران تغییر می کنند.

این متغیرها چگونه اندازه گیری می شوند؟ چگونه این مضامین هادی مبهم ، عمومی می‌شوند؟

این مثال ما را از احتیاج به تأسیس روشهای جدید برای سنجیدن پیغام یا پیغام هایی که یک پروژة نور و روشنایی درصد انتقال به کاربران بر می آید ، آگاه می کند.

 نمونه هایی از این قبیل پرسشنامه هایی هستند که از بعضی فرم های مقیاس استفاده می‌کنند و معمولاً درخواست می شوند. مشکل در تأسیس سؤالات صحیح ، بخصوص در سؤالات واضح و ساده ظهور می کند.

شایان ذکر است که زمینه های معمارانة گوناگون و کاربران رتبة اهمیت استفاده از نور و رنگ را تعیین می کنند. مثلاً ، احتیاجات یک اداره با احتیاجات یک اتاق انتظار کاملاً‌ متفاوت است که چه هر دو ، قسمتهای یک هستة اداری یکسان هستند. ما می توانیم مثالهای متفاوتی ارائه کنیم ولی در حالت کلی «پژوهش نمی تواند عقیده های احساساتی و جنبه های حسی کاربران را نظر بگیرد» همچنین لازم به ذکر است که نور و رنگ صرفنظر از عملکردشان به عنوان «راهنما و هادی» هر دو «سازنده» فضا هستند که همه این موارد نیازمند تحقیقات ظریف و دقیق آتی است.

اغلب این موضوعات بررسی نشده (مورد مطالعه قرار نگرفته) به دلیل شکست در رفتار و برخورد صحیح با موضوع نور و رنگ اتفاق می افتد. مطالعات در مورد قدرت تأثیرات نور و رنگ روی رفتار ، خیلی مهم است و نیازمند بینش تازه ای است. از دیگر نکات قابل توجه، تعیین سطح صراحت و دخالتی است که هر متغیری در رسیدگی ویژه به آن نیازمند است. به عنوان مثال ، ما در مقالة مشابه دیگری ، سهم و تأثیر رنگ و تضاد در خوانایی و روشنی حروف الفبا و پیغام ها را تجزیه تحلیل کرده ایم. اطلاعات موجود ،‌ اهمیت تضاد ماورای رنگ را برای خوانایی خوب ،‌خواه کروماتیک ، یا غیر کروماتیک تأیید می کند. بدون شک ، رنگ توجه خواننده را به خود جلب می کند، اما در صورت فقدان یا کاهش تضاد ، خوانایید چار مشکل می شود. بحث در مورد نقش نور و رنگ و اینکه در صورت غفلت از یکی از این دو ، چقدر به بار می آید : نکته ای بسیار مهم در معماری است. پاسخ به این سؤالات تا حدی دقت و صراحت می طلبد، از هر کس در حد وسع خود،‌انتظار می رود . همچنین حس مشترک و عمومی باید بر هر بخش از پروژه حکمفرما باشد.

نکته دیگر، تلاش برای کشف روش صحیح بر طبق اطلاعات مد نظر محقق است. مدت زمانیکه برای آزمایش صرف می شود در کیفییت نتایج بدست آمده منعکس می شود. مثلاً‌اگر رفتار و حرکت کاربران در یک فضای معین مورد تجزیه تحلیل قرار بگیرد. معاینة مشاهده و عکس العمل آنها، موثرترین روش است، اگر چه مطالعات آزمایشگاهی ، راهنمایی است که لزوم آن فقط در ابتدای آزمایشات و تحقیقات معنا پیدا می کند. رفتار کاربران هنگام رویارویی با نور و رنگ طرح، عمدتاً طی دگرگونیهای ذهنی درونی صورت می گیرد که ارتباطی با تحریک فیزیکی (بروز حس) ندارد و این نکته ای است که در یک آزمایشگاه هنگام مطالعة نور و رنگ با روشهای روان شناختی، قابل درک نیست.

موضوع دیگری که در زمینه رنگ، خیلی کم مورد توجه قرار گرفته ، که بار دیگر مربوط به این حقیقت می شود که نور، مورد غفلت واقع شده، این است که : چه اتفاقی برای فرم و فضا هنگام سپری شدن روز و جایگزینی نور مصنوعی با طبیعی ، می افتد؟ تأثیر نور و رنگ در تغییرات خُلقی و بارآوری (ابتکاری و خلاقیتی) در لحظات مختلف روز چیست؟

مطالب زیادی در مورد تأثیر رنگ بر مردم بیان شده است که این تأثیرات اغلب ، تأثیرات شفا بخشی هستند. اجازه دهید یادآور صحبت ابتدائی مان که مربوط به تأثیر نور روی سیستم Circadian بود شوم که می تواند به عنوان درمانی برای اختلالات خواب باشد و همچنین چرخة استراحت و خواب افرادی را که ناراحتی آلزایمر و حالات افسردگی ناشی از جذب مناسب melatonin را دارند، ثابت و یکنواخت گرداند. همانگونه که در شکل 2 ملاحظه می کنید، نور، طیف ویژه ای را در سیستم Circadian ، شامل می شود . اما اگر در مورد در رنگهای شفابخش  صحبت کنیم، آیا می توانیم بگوئیم که این ادعا (شفا بخشی) مربوط به این سیستم می شود؟ بدیهی است که تأثیر نور در سیستمهای visualوcognitive به سمت perception هدایت می شوند. اما هیچ توصیه ای برای حلقه ای از هر نوع اختلال ، انجام نگرفته است. بار دیگر با سؤالاتی مواجهیم که پاسخ واضحی ندارند.

ما می توانیم شاخه های پژوهشی دیگری را پیشنهاد کنیم اما معتقدیم که مطالب ذکر شده، به حد کافی ، بیانگر این نکته است که موضوع رنگ، ذاتاً به نور وحتی به رواشناسی و احساسات بشر مربوط می شود و اینکه این عوامل به کلی نمی توانند بدون قدری «تحویل گرائی» [جزئی نگری] نادیده پنداشته شوند. تقدم مورد قبول است ، اما فراموشی یا نادیده پنداشتن جایز نیست




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 14 مرداد 1390 03:16 ب.ظ