به نام یکتا معمار هستی

معماری یونان

یکشنبه 15 خرداد 1390 12:16 ب.ظ

نویسنده : مصطفی نصیری اوانکی
ارسال شده در: معماری یونان باستان ،

پیکر تراشی : در دوره کلاسیک بویژه در قرن پنجم در پیکر سازی شیوه و سبک هنری پدیدار شد :

الف: شیوه هنری جدی

ب: شیوه هنری تکامل یافته

ج: شیوه هنری فوق العاده

 از دست آوردهای هنر پیکرسازی این دوره می توان از متوپهای حجاری شده و پر تحرک معبد زئوس در المپیا و معبد پارتنون در آتن و بناهای یادبود گول باشی در ترکیه امروز یاد کرد. به همین دلیل است که عصر کلاسیک را دوره پیکر سازی و معماری دانسته اند. هر چند که تمامی این پیشرفتهای چشمگیر بی تاثیر از مسائل سیاسی ، اجتماعی ،اقتصادی و مذهبی جامعه یونان نبوده است. نقش مذهب و رابطه آن با هنر در این دوره تضعیف می گردد و آثار دنیوی در مقابل آثار مذهبی افزایش می یابد. اما مذهب به حیاتش ادامه می دهد. هر چند که هنر دیگر خدمتگزارش نیست.

معماری : معماری دوره کلاسیک به رهبری و پشتیبانی فیدیاس معمار و پیکر تراشی که در دولت یونان مقام وزیر هنر را داشت به اوج و رونق خود رسید . با اینکه در باره معماری این دوره نوشته ها بسیار است ولی باید به چند بنای مهم اشاره کرد . شهر آکروپل یا ارگ آتن که بر روی تپه ای ساخته شده از اقدامات بزرگ معماری این دوره است.

معبد پارتنون به سرپرستی فیدیاس ودومعمار دیگر، معبد الهه آتنا و معبد ارختئوم و چند بنای دیگر بر بلندای آکروپل ساخته شده اند.

معماری این دوره از جنبه های فنی پیشرفتهای شایانی کرد. سنگهای مورد استفاده دیوارها به طور کامل تراش خورده و با بستهای فلزی با دقت بسیار نسبت به دوره کهن در کنار هم قرار گرفتند ، نصب سفالهای بامپوش نیز بر همین منوال پیشرفت نمود. ساختمان معابد دارای پلان سه بخشی بود، که مشتمل بود بر : 1- رواق ورودی (پیشخان) 2- تالار (اتاق) قرارگاه پیکره الهه3- پستو برای نگهداری نذورات.

پلان اصلی بناها چهارگوش بود ، به جز چند پرسنشگاه که با نقشه مدور ایجاد شده و دور ستونی بودند که بهترین نمونه اینگونه بناها معبد تولوس است که در شهر دلفی قرار دارد.

به جز معابد و ساختمانهای رسمی در این دوره شهر سازی نیز پیشرفت نمود و انواع بناهای عمومی مانند : تالارهای اجتماعات به شکل آمفی تئاتر ، گذرگاههای سرپوشیده و ستونهای یادبود در خیابان ها ، ورزشگاهها و باشگاههای پرورش اندام پهلوانان میدانهای دو و اسب سواری با ردیف جایگاههای پلکانی برای تماشاگران که این گونه آمفی تئاتر های سرگشاده برشیب تپه و گرداگرد میدان ورزش ساخته می شد.

معبد زئوس در شهر المپیا در این دوره با نمای شش ستونی به شیوه دوریک و در سال 460 ق. م ساخته شده است.

آکروپلیس: یکی از مجموعه بناهای باشکوه یونان در عصر کلاسیک آکروپلیس در شهر آتن است. این مجموعه به رهبری پریکلس در اواخر قرن پنجم ق.م یعنی هنگامی که آتن به دوره قدرت رسیده بود احیا گردید . بزرگترین کاری بود که در تاریخ معماری یونان پدید آمد. و موجب آن شد که عالیترین یادگاری از دوران اعتلای هنر برجای بماند. همه بناهای آکروپلیس، هنر معماری دوره کلاسیک یونان را در آن هنگام که به کمال رشد رسیده بود به منصه ظهور رسانده است . این مجموعه شامل بناهای :معبد پارتنون ، دروازه پروپالایا ، معبد ارختئوم ، معبد آرتمیس ، معبد الهه پیروزی (نیکه) ،نگارخانه کالکوئیکی ،محله پیکره آتناپروماخوس،محل معبد قدیمی آتنا وچند بنای کوچک است.

معبد پارتنون: مهمترین بنای مجموعه آکروپلیس معبد پارتنون است. این بنا در عصر کلاسیک ساخته شده است. و برای الهه آتنا (خدای پیروزی) که به افتخار او آتن هم از او نام گرفته ایجاد شده است. بنا بر روی بلندترین نقطه تپه آکروپلیس و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحی اطراف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفید مصالح عمده بناست. ساختمان به شیوه دوریک ساخته شده است.

معمارانی چون کالیکراتیس و ایکتینوس در ساختمان آن نقش اصلی را داشته اند. و در فاصله سالهای 432-448 ق.م ساخته شده است. بنا دور ستونی است. در ایوان جنوبی معبد پارتنون بر خلاف پرستشگاههای دیگر ، به جای شش ستون ، از هشت ستون (سبک هشت ستونی) و برای طول آن هفده ستون در نظر گرفته شده است. طول وعرض آن 31*70متر که ارتفاع هر ستون 10.43 متر است. یادآوری این نکته ضروری است که در این بنا دو شیوه دوریک و ایونیک با هم تلفیق شده اند و در ایجاد نقوش برجسته در چهارگوشیهای تزئینی و سنتوریهای معبد نهایت دقت را بکار برده اند، این نقوش دارای موضوعات مختلفی هستند.

فضای داخلی پارتنون دارایدو بخش جداگانه است. فضای کوچکتر (اتاق باکره یا پارتنون ) با پلانی تقریباً مربع شکل و فضای بزرگتر (مقصوره ) با پلان مستطیل شکل که مجسمه الهه آتنا پارتنوس در آن قرار داشته است که مقصوره مستطیل شکل را به سه راهرو تقسیم کرده اند. ردیف ستونهای دوریک در مقصوره  به صورت ستونهای دوتایی بر روی هم قرار گرفته اند و به عنوان ستونهای نگهدارنده سقف بکار گرفته شده اند، در حالیکه ستونهای نگهدارنده بخش اتاق باکره به شیوه ایونیک است. ستونهای دوریک در نمای معبد ، نهایت تناسبات این شیوه را داراست . یعنی ارتفاع هر یک از آنها شش برابر قطر پایه شان است. تعداد خطوط مستقیم بسیار اندک در نمای معبد پارتنون حائز اهمیت و دقت است. ستونهای آن انحنای ملایمی به درون دارند و فاصله های میان آنها یکسان نیست، این فاصله ها در گوشه های معبد کمتر می شوند.

همچنین ستونهای کناری دارای ضخامت بیشتر هستند. علت این امر جلوگیری از خطای دید است. زیرا ضخامت بیشتر ستونهای کناری از تغییر شکل یافتن آنها در اثر خطای دید جلوگیری می کند. شاید دلیل این ضخامت در گوشه ها برای بیان قدرت تحمل آنها در برابر بار سنگین است و این کار نه به خاطر عملکرد ساختمانی ،بلکه بیشتر برای بیان سمبلیک به کار گرفته شده است.

دروازه پروپالایا: بنا مدخل ورودی آکروپلیس است. بنا به قولی ساختن آن پنج سال طول کشیده است. و هیچگاه تکمیل نشده و در طرفین آن کتابخانه و نخستین تالار نقاشی ایجاد شده بوده است.

معبد آتنا(الهه پیروزی): در کنار سردر ورودی قرار دارد. این پرستشگاه نخستین و کهن ترین نمونه از شیوه معماری ایونیک است که توسط یونانیها ساخته شده ، هر چند که پیش از این معبد چند نمونه در دلفی و المپیا ساخته شده بودند. ولیکن ساخت آنها توسط جزیره نشینان در دریای ازه بوده است. پس از فتح جزایر توسط آتنی ها بود که عناصر معماری شرق یونان به سرزمین اصلی یونان گسترش یافت.

معبد ارختئوم: این بنا از نظر پلان با تمامی معابد یونانی متفاوت است. و به نظر بسیاری از پژوهندگان هنر در میان سایر آثار معماری یونان شاخص تر است. و بر همین اساس دارای ویژگیهای خاص است. و شاید علت آن هم ناهمواری زمین زیر بنای آن و یا عملکرد چند گانه این معبد بوده است.

احتمالا این ساختمان بر اساس نقشه پیش بینی شده ساخته نشده است . به نظر می رسد که در نقشه اصلی قرار بر این بوده که رواقهای کناری (شمالی و جنوبی) در مرکز دیوارهای ساده و طولانی معبد اصلی قرار بگیرند تا تزئینات خود را بنمایش گذاشته و از خشکی این دیوارها بکاهند.

معبد به شیوه ایونیک ساخته شده و رواق جنوبی آن بر روی ستون پیکره ها استواراست. این ستونها از استحکام کافی به عنوان ستون و در عین حال انعطاف لازم برای نشان دادن اندام انسان برخوردارند. این ستون پیکره ها با پوشاکهای چین دارشان طوری قرار گرفته و ایستاده اند که سنگینی بار ساختمان را بر روی پاهایشان بخوبی القا می کنند، پائیکه زیر بار نیست از زانو خم شده ، بر عکس پای دیگر عمودی است. نکته جالب این است که در این ستون پیکره ها علیرغم تحمل بار یعنی باربر بودنشان تغییر در حالت تعادل آنها در غالب اندام انسان ندیمه های الهه بوده اند. ارختئوم در محل قدیمی برگزاری نبرد تن به تن پوسیدون و آتنا برای مسلط شدن بر شهر آتن یعنی موضوع مجموعه تندیسهای سنتوری غربی پارتنون ساخته شده است.

هنر ومعماری دوره هلنی: برای نخستین بار یک تاریخدان آلمانی در سال 1836 میلادی واژه ی هلنیسم را بکار برد ف و پس از آن این نام به دوره ای از تاریخ سیاسی و فرهنگی وهنری یونان پس از مرگ اسکندر بود ،اطلاق گردید. این دوره از سال 330 ق م تا 27 ق م تداوم یافت، محدوده جغرافیایی هنر هلنی از شمال تا جنوب روسیه ، از شرق تا هند و از جنوب مصر و شمال آفریقا و از طرف غرب کناره های مدیترانه ، فرانسه و اسپانیا بوده است، شهر تاکسیلا در پاکستان جزو آثار دوره هلنی است.

پیروزی اسکندر مقدونی موجب گسترش تمدن و هنر یونان به سایر نقاط گردید. تا آنجا که نیمی از جهان آنروز را زیر سلطه خود قرار داده بود. این گسترش روز افزون موجب گردید که هنر اصیل یونان ، تعمیم و اعتبار خود را از دست بدهد. و در اغلب موارد منحصراً برای عظمت مادی و شکوه و جلال کاخهای مقتدر بکار رود و از طرفی این دوره از نظر هنری و فرهنگی تحت نفوذ عناصر فرهنگی و هنری مشرق زمین قرار گرفت و به این ترتیب هنری متبلور گردید که آنرا یونانی مآبی (هلنیسم) نام نهاده اند. البته برخی از پژوهندگان معتقدندکه هنر دوره هلنی یا یونانی مآبی دنباله مستقیم تحولاتی است که نه در زمان اسکندر بلکه پنجاه سال پیش از آن روی داد.

پیکره سازی : در دوره هلنی ،یونانی ها در پیکره سازی تجسم آلام جسمی و اضطرابها و جنبش های نامنظم و تشویق آمیز روح و جسم را که از مشرق زمین اقتباس کرده بودند ، نشان دادند. مهمترین و بهترین آثار هنری در آسیای صغیر یافت شده است، از نمونه های ارزشمند آن پیکره های نقش برجسته های نمالی شمالی زئوس در پرگاموم است که به بهترین شیوه ساخته و پرداخته شده است.

معماری : پس از تسخیر مشرق زمین توسط اسکندر مقدونی ، امتزاجی از اندیشه ها ، دینها و هنر های غربی و شرقی پدیدار شد ، که موجب تغییر و دگرگونی در معماری یونانی گردید. گوناگونی ها ، پیچیدگیها و پیشرفتهای چشمگیر فرهنگ هلنی به یک شیوه معماری با مقیاس بزرگ بزرگ و تنوعی پر دامنه به مراتب فراتر از آنچه کشور – شهر کلاسیک می توانست بطلبد ، نیازمند بود. فعالیتهای ساختمانی از مراکز قدیمی واقع در سرزمین اصلی یونان به شهر های پر رونق پادشاهان هلنی در آسیای صغیر(ترکیه) که مرکزیت بیشتری برای دنیای هلنی داشتند ، انتقال یافت. مقیاس بزرگ و گسترش استادانه فضاهای درونی بناها ، که این یکی از ویژگی های معماری هلنی بود ، معماری خانگی را گسترش می دهند که پلیس های سنتی این شرایط را ایجاد نمی کردند. از بناهای مهم این دوره می توان به معبد آپولو در دیدوما نزدیک شهر میلتوس در آسیای صغیر (ترکیه) و تئاتر سرگشاده اپیداوروس اشاره کرد.

معبد آپولون : این بنا در شهر دیدوما ، شهر ایونیک کهن در ساحل غربی آسیای صغیر (ترکیه) واقع است. این معبد ایونیک و دورستونی برروی پایه های هفت پله ای در ارتفاع تقریباً 4 متری سطح مقصوره آن که عملاً بی سقف و رو به آسمان باز مانده بود ساخته شده است. ابعاد آن 180*51 متر و ارتفاع ستونهای پیرامونش 19.5 متر است. دارای تالاری گود پر از ستون است که مقدم بر یک کفش کن ساخته شده است. و از آنجا که پلکان بزرگی به عرض پانزده متری به سوی حیاط رو باز معبد سرازیر می شود، راه دسترسی بسیار شکوهمندی برای زیارتگاه کوچک آن که دارای ستون بندی خلفی و محل نگهداری از پیکره پرستشی است ، فراهم می آید. این طراحی پیچیده فضای درونی تالارهای بزرگ ، مستقیماً به شیوه رومی پس از خود می انجامد و گسست چشمگیری از معماری کلاسیک یونان به شمار می رود که بر نمای بیرونی ساختمان تقریباً به عنوان یک تندیس تاکید می کرد و درون آنرا تقریباً ساده رها می کرد.

شهر پرگاموم در آسیای صغیر با داشتن معابد و پیکره های بسیار ، شهر بزرگ عصر هلنی محسوب می شود. در این شهر به تقلید آکروپلیس آتن ، مجموعه ای بر پا گردید که دارای معابدی برای خدایان یونانی بود.

معبد زئوس: بنایی است با شکوه و عظمت بسیار که در حدود سال 180 ق .م پسر و جانشین آتالوس اول به عنوان مذبح با شکوهی به یاد پیروزیهای پدر بر بالای تل مشرف به شهر پرگاموم بنا کرد. خود مذبح در مرکز حیاطی مستطیل شکل قرار دارد، و اطرافش را ردیفی از ستون های ایونیایی واقع بر صفحه ای بلند به مساحت حدود 93 متر مربع احاطه کرده است، که به جبهه غربی آن با پلکانی وسیع و پرشکوه به سطح زمین متصل می شود. احتمالاً بناهای مذبحی با این عظمت یادگار سنت معماری ایونیایی از دوره ای کهن بوده است. اما مذبح پرگاموم از جهت وسعت و شکوه بر همه آنها برتری دارد، و نیز تنها مذبحی است که بقایای عمده ای از آن برجا مانده است. برجسته ترین خصوصیت آن کتیبه بزرگی است منقوش بر دیواره صفه که 120 متر درازای و 2متر بلندی دارد. این نقشها چنان برجسته تراشیده شده اند که تقریباً به کلی جدا از زمینه می ماند.

تئاتر اپیداوروس: نمونه دیگری از طراحی ، ماهرانه فضای روباز یونانی است. این بنا با اینکه در دوره هلنی ساخته شده به سبک کلاسیک است. به این دلیل در اینجا نام آن را ذکر نمودیم که تمام واحدهای کارکردی و ترتیب ظاهری تئاتر های بعدی را داراست. ردیفهای متحدالمرکز نشستنگاههای نسبتاً بیشتر از نیمدایره تماشاگران ، در سراشیب یک تپه ساخته شده بود و قطر دایره بیرونی اش تقریباً 120 متر است. راه پله ها یا راهروی میان پله ها به صورت چندین شعاع از مرکز دایره که محل ارکستر یا اجرای نمایش بود تا محیط دایره کشیده شده اند. و نشستنگاههای سنگی را که با یک راهروی پهن به دور بخش بالایی و پایینی تقسیم شده اند از هم جدا می سازند . محل ارکستر ، پیش صحنه ،طوری طراحی شده اند که بیشترین درجه سهولت ممکن برای دیدن اجرای نمایشها و اماده شدن بازیگران فراهم آید.

انطباق اندیشمندانه فضا بر نیازهای انسان نه همچون روزگار باستان کهبرای ستایش از خدایان و ارضای هوسهای شاهان بود، بلکه بخشی از سنت انسان دوستی یونان است. هلنی ها بر دامنه تصور خویش از طراحی معمارانه افزودند تا شهرهای مهمی مانند پرگاموم در آسیای صغیر ، اسکندریه در مصر و اطاکیه در سوریه ساخته شدند. در همین دوره بود که می توان از خانه سازی سخن گفت نمونه خانه ای در شهر پرینه که با دیوار محصور می شد و آنرا از فضای خیابان و کوچه جدا می کرد ، کشف شده است.

شیوه های معماری یونان : به طور کلی آثار معماری یونانی براساس شیوه های خاص ساختمانی بنیاد شده اند. کهن ترین شیوه های قابل تقسیم بندی در معماری یونانی عبارتند از : شیوه دوریک ،ایونیک (ایونیایی) و شیوه کرنتی . شیوه هایی(سبک هایی ) که معماران یونانی پدید آوردند ، تا حدودی برحسب جزئیات ،ولی عمدتاً براساس تناسبهای اجزا از یکدیگر متمایز می شوند. هر سبکی برای هدف خاصی بکار گرفته می شد و هر یک مفاهیم متفاوتی را مجسم می کرد. اذا بر همین اساس هر یک از شیوه های معماری یونان دارای ویژگیهای خاصی هستند.

در اینجا پیش از پرداختن به شیوه های فوق الذکر ، باید تصریح نمود که اصطلاح شیوه یا سبک معماری که درباره یونان اطلاق می شود ،و این کاملاً رواست. زیرا بناهای یونانی از ثبات و کمال لازم برخوردارند.

همانطوریکه در اکثر پیکره های یونانی این مسئله مشهود است. مثلاً معبد دوریک نیز مانند پیکره (جوان یونانی) مظهری از قرار و پایداری درونی و سازگاری متقابل اجزای بیرونی است که به آنها ویژگی منحصر به فرد و وحدتی خاص موجودات زنده می بخشد.

الف:شیوه دوریک:شیوه دوریک یا دوریسی که نام خود را از سرزمین مرکزی یونان گرفته است،اصلی ترین شیوه معماری یونان است. زیرا هم قدیمی تر وهم مشخصتر از سایر شیوه های یونانی است. ستون دوریک مشتمل بر بدنه ستون که از قاعده دایره برخوردار است، و از پایین به بالا از قطر دایره کاسته می شود .

سطح بدنه ستون با شیارهای کم عمق عمودی به نام قاشقیها تزیین شده است. در انتها بخش بدنه با یک خط افقی معرف به گلوبند یا گلویی به سر ستون متصل می شود. سر ستون از بالشتگی و تاوه چهارگوش واقع برروی آن تشکیل یافته است. اسپر از دو بخش اصلی دیگر مختلط تر و اجزا آن عبارتند از : فرسب (ردیف سنگهای صیقل خورد ،و افقی که مستقیماً بر روی سرستونها تکیه دارد) و افریز با سه ترکیها و چهارگوشیهای تزئینی اش و طره به صورت مثلثی در می آید، و با لبه برجسته به بیرون خود سطح سنتوری را احاطه می کند.

همه بخشهای بنا از سنگهایی شده که بدون ملات بر روی هم قرار گرفته اند. و بدیهی است که در نهایت استادی ساخته وپرداخته شده اند. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون دوریک در آغاز 4 به 1 بوده ولی در دوره کلاسیک این نسبت به پنج ویک دوم وپنج و سه چهارم می رسد ف در دوره هلنی نسبت 7به 1 می شود.

ب: شیوه ایونیک (ایونیایی): این شیوه معماری به سرزمین ایونیا واقع در ساحل آسیای صغیر (ترکیه) منسوب بوده و کمتر از شیوه دوریک صلابت و استواری و رسمیت دارد. و خاستگاه آن نیز همچون دوریک ناشناخته مانده است. نخستین بقایای معماری شیوه ایونیک از پرستشگاههایی است که متعلق به قرن ششم ق.م است. از ویژگیهای این شیوه : ستون باریک و بلند با سرستونی پیچ خورده (حلزونی شکل ) است. طرح ستون این شیوه به بیننده از هر طرف دید مشابهی می دهد. نسبت ارتفاع به قاعده ستون در این شیوه 9 به 1 و 10 به 1 یعنی نسبت به ستون دوریک بلندتر است و تعداد شیارهای روی بدنه ستون نیز 24 عدد است.

مهمترین عنصری که شیوه ایونیک را از نظام دوریک مجزا می کند ،تغییر شکل سرستونها است. ستون سنگی در شیوه ایونیک به جای اینکه مستقیماً روی سکوی پله دار (استیلوبات) قرار گیرد بر روی پایه ستون دایره شکلی که از سنگ یکپارچه تراشیده شده و دارای فرو رفتگیهایی نیز می باشد ، قرار      می گیرد. این سنگ حجاری شده روی یک لوحه سنگی مربع شکل قرار دارد که به این نوع پایه ستون در شیوه ایونیک توروس گفته می شود.سطح جانبی شیارهای ستون ها در این شیوه در بیشتر موارد ، به صورت صاف و تراشیده شده و فاقد گوشه است.در صورتیکه در شیوه معماری دوریک خلاف این امر دیده می شود. تعداد شیارهای قاشقی بدون گوشه سبک ایونیک چهار عدد بیشتر از تعداد شیارهای گوشه دار سبک دوریک است. در شیوه ایونیک بخش پایینی آنتا که به شکل مربع در انتهای دیوارهای مقصوره دیده میشود در صورتیکه در شیوه دوریک ساده رها می گردد. معابد بسیاری در یونان و سرزمینهای تابعه آن به شیوه ایونیک ساده رها می گردد. معابد بسیاری در یونان وسرزمینهای تابعه آن به شبوه ایونیک برپا شدهاند که می توان به معبد ارختئوم(ارختئون)در اتن و معبد آرتمیس در افسوس و...اشاره کرد.

ج: شیوه کرنتی(قرنتی): شیوه کرنتی در اواخر در اواخر سده پنجم ق.م توسط معماری بنام (کالیماخوس) ابداع و به کار گرفته شده و به ناحیه کرنیت واقع در جنوب شرقی بخش مرکزی یونان منسوب است. برای نخستین بار از ستون کرنتی در داخل معابد استفاده گردید،ولی اوج گسترش این شیوه در معماری از حدود سال 300 ق.م به بعد است که در ستون های بیرونی ساختمان ها مورد استفاده قرار گرفته است.

ویژگی آن: سرستونی به شکل کاسه زنگ روبه بالا ،با آرایش برگ کنگری به گرد آن است. بدنه ستون کرنتی هم از بدنه ستون دوریک باریکتر و بلندتر است، ولی قطر آن ، مانند بدنه ستون ایونیک ، ار روی پایه ستون به یک میزان بالا می رود. بهترین نمونه معبدی که به این شیوه ساخته شده ، معبد زئوس (سده دوم ق.م) در شهر آتن است. سر ستون کرنتی با ظرافت بسیار تزئینی اش بیشتر به عنوان یک المان تزئینی مورد توجه بوده و دقت بسیار زیادی که در حجاری های پیکره ها بکار رفته ، در سرستون های این شیوه نیز دیده می شوند.

سر ستون کرنتی در حقیقت کمال ملوب یونانیان بود ، چون در مورد ستون ایونیک مسئله دید در گوشه ها برای معماران معابد مشکلی بود و به کار گیری سرستون ایونیک در زوایا با دید دو جانبه آن مشکل دید کنج ها لاینحل مانده بود ، با ابداع شیوه کرنتی که سرستون تزئینی آن از تمام جوانب دید یکسان داشت، همین امر موجب گردید تا یونانیان در رسیدن به کمال مطلوب مورد نظرشان توفیق حاصل کنند.

آثار معماری یونانی: در یونان باستان بر خلاف بسیاری تمدنهای کهن و باستانی کمتر توجهی به ساخت کاخها و آرامگاههای شاهان شده است، بلکه توجه آنان بیشتر معطوف به ساختمانهایی بوده که جنبه دینی و کاربردی داشته است. بطوریکه این مسئله در ساخت معابد و قربانگاهها، تئاترها،گنج خانه ها،تولوس ها(بناهای دایره شکل) و ساختمانهایی مانند ادئون مشخص است.

یونانیان در ساخت آثار معماری بسیار تحت تاثیر طبیعت و زیبایی پیرامون خویش بوده اند. و بطوریکه افلاطون در تعریف زیبایی گوید:( چیزی زیباست که ایده های زیبا را در برگرفته باشد)  او طبیعت را هنر و کارالهی میپندارد. چون این احساس به سوی طبیعت با یونانیان متولد شده است. یعنی از آغاز تولدشان آنها چشم به زیبایی های طبیعت یونان می گشودند. و همین موجب گردیده بود که برای هر یک از عناصر طبیعی خدایی خاص را تصور نموده و معبدی برایش بسازند، چنانکه معماری یونان را باید در معابد آن سرزمین بررسی و مطالعه نمود.

معابد: معبد مکانی است که معماران یونانی تحقیقات و مطالعات خود را در زمینه زیبا شناسی در آن به نمایش گذارده اند. با شکست پادشاهی میسن، دیگر قصرهای مجلل در یونان ساخته نشدند ، اما معابد بسیار برپاگردیدند. در دوره دولت شهرها برخوردهای مردم با هنر آغاز گردید . المانهای جدید شهر گسترش پیدا می کند. هر دولت شهر هر قدر هم کوچک بود ، معبدی مختص به خود داشت.

نخستین معبد های یونان ، به سبب فقر جامعه از چوب و آجر ساخته شده اند. در مرحله بعد که پرستشگاهها را از سنگ ساختند، سبک پیشین که ویژه ساختمانهای چوبی بود، همچنان محفوظ ماند. هر چه بر ثروت یونانیان افزوده گردید ،آنها توانستند از سنگ ،آهک و سپس در سال 580 ق .م از سنگ مرمر برای تزئینات معبد بهره بگیرند.به طوریکه قبلاً اشاره گردید در سه شیوه معماری یونان توجه فراوانی به نمای خارجی معبد مبذول داشته اند. معماران پس از انتخاب زمینی مرتفع ، پی گذاری می کردند و ستونها را در ابتدا با شیوه دوریک که در قسمت بالا کمی باریک و به شکل تنه درخت بودند ، استفاده می کردند. یونانیها ژیش از آنكه معبد را به صورت ساختمان بسازند، برای نیاش از سنگ چهار گوش مقدسی كه در فضای باز قرار داشت و گاهی نیز برای آن قربانی می كردند، استفاده می نمودند. اما به مرور زمان و با اعتقاد به اینكه تصور و نجسم خدایان در یك مكان سرپوشیده بهتر میسر می گردید و یا اینكه سمبل خدایان معبد به صورت یك مكان سرژوشیده در ذهن آنها شكل گرفت.

پلان اغلب معابد یونانی مستطیل شكل بوده و در مركز آن بخش اصلی معبد نیز یك اتاق مستطیل شكل قرار داشته كه آنرا مقصوره (نائوس) می نامیدند. تندیس الهه در داخل مقصوره بدون ستون بوده اما بتدریج یك ردیف ستون برای حمل بار سقف سنگی معبد در دو طرف ، در امتداد یكدیگر كار گذارده شد. مقصوره دارای ایوان ستوندار قدامی یا پیشین است كه در معماری یونان آنرا پرونائوس می گویند.

در پشت مقصوره یك رواق خلفی شبیه رواق قدامی وجود داشته ، كه آنرا پشیخوان یا اوپیستودوموس می نامیدند. انتهای دیوارهای دو رواق مذكور به پایه های مربع شكل پایان می پذیرد. كه آنرا آنتا می گویند. بندرت بخش پایینی آنتا و قسمت تحتانی دیواره مقصوره از طرف بیرون با نقوش برجسته تزیین می گردید.

در اكثر معابد دورادور مقصوره ،بویژه معابدی كه بزرگترند، با یك ردیف ستون احاطه می گردید كه آنرا دور ستونی پریستیلیون نامند. در بعضی معابد به جای یك ردیف ستون كار گذاشته شده ،كه معبد آرتمیس در شهر افسوس واقع در بخش غربی تركیه امروزی از این نوع است.

مقصوره یك بنای سرپوشیده است،كه دیوارهای آن با سنگهای تراشیده شده منتظم بدون ملات ساخته شده است. از درگاهی كه دقیقاً در وسط ایوان ستوندار تعبیه گردیده ، به داخل مقصوره را نقاشی كرده اند. گاهی این بخش به صورت دو طبقه ساخته شده كه برای ورود به طبقه بالا از راه پله استفاده می كردند شده است. بخش دیگر معبد كه اساساً عمده ترین قسمت آن است. سنتوری است كه به شكل یك مثلث است و دارای دو طره افقی مایل است. در آن نقشهای برجسته مربوط به داستان یك الهه كه معبد برای آن ساخته شده حجاری شده می گردید. دیگر بخش معبد، چهارگوشیها و فرسب هاست كه در شیوه های سه گانه با هم متفاوت هستند. بطور كلی معابد یونان با ردیف ستونهای نمای ورودی شان مشخص و نامگذاری می شوند، معبد با رواق جلویش به بنای پیش ستونی یا پروستیل نامیده می شود، و زمانیكه رواق در قسمت عقب قرار می گرفت آنرا ژس ستونی یا آنفی پروستیل نام می نهادند. انواع معابد با تعداد ستونهای مقابلشان (نمای ورودی )عبارتند از: چهار ستونی ،ژنج ستونی ، شش ستونی ، هفت ستونی و هشت ستونی.

مسئله مهم در تكامل معبد های یونانی ، روابط هندسی ،ابعاد آنها بوده كه در روند تكاملی شان نزدیك شدن به نسبتهای 2 به 1 دیوار طولی دو برابردیوار عرضی را مشاهده می كنیم. اگر چه هیچگاه این نسبت به طور دقیق در معابد یونان دیده نشده ولی تناسب در معماری و پیكر سازی و هارمونی در موسیقی از نظر یونانیها مقوله واحدی بوده است. البته ذكر این نكته ضروری است كه معابد دوره كهن یونان غالباً دراز و كم عرض بودند كه نسبت میان دیوار طولی به دیوار عرضی 3 به 1 است.

به طوریكه اشاره شد، معماری یونان در راستای معتقدات دینی و در ساخت پرستشگاهها تجلی نمود. و از نظر تزیین ،بر خلاف معابد مصری و هندی كه به درون می پرداختند. به بیرون معابد توجه خاصی داشتند ، وبیشتر با نقش برجسته ها در نماها بویژه در چهارگوشیهای تزئینی ،معبد را با موضوعات مختلف تزئین كرده اند. معابد از نظر شیوه معماری شدیداً تحت تاثیر مگارونهای میسنی كه به شكل مستطیل (چهار گوش) ساخته شده اند، قرار گرفته و به تدریج تكامل یافته اند. تاثیر شیوه ستون گذاری معابد سر در دار مصری معابد یونانی بعید به نظر نمی رسد. به خصوص در شكل و فرم ستونهای شیوه دوریك اولیه این مسئله بارزتر است.

قربانگاهها: قربانگاه یا مذبح ، در ساده ترین شكل، شبیه به یك اجاق بود كه بر روی صفه یا سكویی بلند از سنگ ساخته می شد. در داخل آن حیوانی كه جهت قربانی هدیه شده بود ، سوزانده می شد تا دود آن به سوی خدایان در آسمان نظاره گر انسانها بودند، متصاعد گردد. این مذبح ها معمولاً در مقابل در ورودی معابد ایجاد می گردید.

گنج خانه :گنج خانه بناهای دولتی و یا خصوصی بودند، كه برای یاد بود و نگهداری اشیا در كنار پرستشگاهها ساخته می شدند. این ساختمانها محلی برای نگهداری اشیا اهدا شده بودند. این بناها متشكل از یك اتاق دارای رواقی با چند ستون بود كه بهترین نمونه گنج خانه سیفنوسیها در دلفی و المپیا است.

تولوس: این بناها نیز معبد هستند اما به خاطر شكل پلان شان كه دایره است ، به تولوس معروفند. و در واقع ستونهایی گرداگرد یك اتاق دایره شكل تعبیه می شده است. معبد دور ستونی است ولی با پلان دایره، معمولاً پوشش سقف این گونه بناها گنبدی بوده است. در ساختمان این گونه معابد بیشتر مواقع از هر سه شیوه معماری یونانی استفاده می گردید، تولوس های شهر های دلفی ، آتن ،اپیداوروس، بهترین نمونه های ساخته شده در معماری یونانی هستند.

تئاترها: تئاتر را باید از ابتكار یونانیان (البته ژیش از آنها مینوسیها) به معنای واقعی دانست. یونانیها اجتماعات ورزشی بزرگی مانند المپیك داشتند كه از قرن هفتم ق م در بین ورزشكاران دولت شهرهای یونانی برگزار می گردید. و همین امر موجب گردید كه آنها به ایجاد فضاهای بزرگی نظیر تئاتر مبادرت ورزند. این فضاها در نوع خود و همزمان در جهان كم نظیر بوده اند. یونانیها تئاتر را اكثراً در دامنه كوه یا شیب تپه طبیعی به شكل نیم دایره احداث كرده اند، كه در آغاز مكانی برای دیونیسوس خدای شراب آوازها و رقصهایی را ترتیب دادند كه مردم در آن شركت می جستند . در وسط تئاتر معمولاً جایی برای نمایش ها به صورت دایره ساخته شده بود. جایگاه تماشاچیان به صورت پله هایی در سنگ صخره ای ایجاد شده و گاهی روی آن را با روكشی مرمرین فرش نموده بودند.

تئاتر های یونانی فاقد سقف بودند. در نزدیكی جایگاه خوانندگان صندلیهای مرمرین برای افسران و افراد بلند پایه حكومتی ایجاد شده بود. برای تعویض ژوشاك بازیگران نمایش در بخش ورودی اتاقی به ساختمان تئاتر الحاق شده بود كه آن را اسكن می گفتند.

قدیمی ترین تئاتر یونان در آكروپل آتن كشف شده است. كه برای خدای فوق الذكر ساخته شده است. در شهر های افسوس و پرگاموم ،میلتوس و پرینه تئاترهای زیبایی به جا مانده است. اما بهترین آنها تئاتر سرگشاده اپیداوروس است كه قبلاً آنرا به طور مختصر شرح دادیم.

ادئون: بنای كوچكی است . كه برای برگذاری مراسم و مسابقات و محافل ادبی ساخته می شد،این بناها را گاهی سالن باز و آواز نیز گفته اند. دارای پلان دایره یا چهار گوش كه همیشه مسقف بوده است. اطراف آن را ستونهایی احاطه می كرده ،كه گاهی ستونها به شكل نیم ستون در دیوار تعبیه می شده اند.

آگورا: میدان عمومی شهر كه نخستین بار در منطقه ای كه به طورطبیعی چند خیابان به هم می رسند، شكل گرفت. این فضا یك فرم هندسی خاصی را دنبال نمی كرد، بلكه با گذشت زمان به شكلهای منظم هندسی رسید ساختمانهای عمومی داخل این میدان ساخته می شدند . كه یكی از آنها فضای ستوندار و درازی بود كه شهروندان و بازرگان در آنجا مبادله كالا می كردند. آگورا در سه دوره :1- كلاسیك قرن پنجم ق. م 2- دوره هلینسی قرن سوم ق.م 3- دوره رومی قرن دوم میلادی ساخته شده اند.

خانه یونانی : در خانه های یونانی تمام اتاقها به حیاط مركزی متصل و راه دارند، كه ساختمان و عملكرد هر یك از آنها نسبت به فضاهای خارجی را دارا بوده است. علت این است كه معماری مسكونی یونان درونگرا بوده ، چون خواستار آن بودند كه زندگی خصوصی خود را حفظ نمایند. بدیهی است كه چنین مردمی سازنده بناهای تحسین برانگیز شهری و مذهبی برای نوعی زندگی ساده گسترده اجتماعی بودند و به طور عمیق تكامل بشر در ایجاد رابطه منظم بین زندگی اجتماعی را حس می كردند.    




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -