به نام یکتا معمار هستی

کامران دیبا را چطور به یاد می آورم ؟

یکشنبه 1 خرداد 1390 09:29 ب.ظ

نویسنده : مصطفی نصیری اوانکی
ارسال شده در: کامران طباطبایی دیبا ،

کامران دیبا را چطور به یاد می آورم ؟
عطاء الله امیدوار
وقتی باخبر شدم که قرار است کارهای کامران دیبا در معمار چاپ شود ، فکر کردم خوب است برای قدردانی از یکی از بهترین معماران معاصر ایران که کارهایی در سطح
بین المللی برایمان ساخته است و حق استادی ، همکاری و دوستی به گردن من و بسیاری دیگر دارد چیزی بنویسم .
در اواخر دهه چهل که سالهای پایانی دانشکده هنرهای زیبا را می گذراندیم ، برای نخستین بار واحدهایی به شکل سمینار در دانشکده ارائه شد که استادان آن ، یعنی
نادر اردلان و کامران دیبا ، تازه از امریکا آمده بودند . نادر اردلان در آن هنگام با مشاور فرمانفرما کار می کرد و برای نخستین بار ساختمانهای سامان بولوار را با سیستم پیش ساخته و کلیدگردان می ساخت . اردلان در این سمینار از معماران بزرگ دهه 40 و 50 امریکا
حرف می زد . دانشجویان را هم مامور می کرد درباره کارهایشان تحقیق کنند و نتایج تحقیق را در کلاس ارائه دهند . تا آنجا که به خاطر دارم او کمتر درباره کارهای کوچک و مسکونی یا ارتباط معماری با مردم صحبت می کرد . توجه او عمدتاً معطوف به تکنولوژی جدید و ساختمانهای عمومی و اداری بزرگ بود .
کلاس دوم را کامران دیبا اداره می کرد . در این کلاس هیچگاه از معماران بزرگ حرفی به میان نمی آمد . انگار او هیچ اطلاعی از ساختمان و معماری نداشت . در آن هنگام دیبا که شخصیتی بسیار صمیمی و انعطاف پذیر داشت با یکی دو تن از دانشجویان یک دفتر خصوصی معماری دایر کرده بود . ما به تدریج نکته اصلی مورد توجه او را دریافتیم : معماری ، فضا و محیط بدون انسان برایش مفهوم نداشت . در کلاس اسلایدهایی از محیطها
و فضاهای درخور توجه نشان می داد ، گاه با دنبال کردن مثلا یک زن و مرد و کودک که
در آن حرکت می کردند یا می ایستادند ، واکنش آنها را نسبت به محیط و عناصر آن
تحلیل می کرد . از دانشجویان هم خواسته بود در مورد برخی نقاط تهران که جالب و
مورد توجه مردم بود تحقیق کنند . پس از ارائه نتیجه تحقیق در کلاس دانشجویان دیگر هم اظهار نظر می کردند و خود دیبا اگر چیزی به نظرش می رسید به آن می افزود . بدین ترتیب بعد از پایان هر جلسه یک نتیجه گیری مدون درباره یکی از این نوع فضاها بدست می آمد .
به اعتقاد من مهمترین خصوصیت دیبا این است که : او پیش از آنکه معمار ، نقاش و شهرساز باشد ، یک هنرمند حساس به محیط اطراف خود و نیازهای انسانی ، نه در پی کار سخت و پیچیده ، در پی سادگی و ارتباط حسی بود . می توانست با دقت عناصر هر محیط و هر فضایی را تحلیلکند ، عوامل مثبت را شناسایی کند و مهمتر از همه با نهایت فروتنی از نظرات هنرمندان و طراحان دیگر بهره ببرد و در عین حال با سرپرستی و کارگردانی یک تیم ، تصمیمات را شخصاً با قاطعیت به اجرا گذارد . آقای دکتر لیاقتی طراح سالن آکوستیک فرهنگسرای نیاوران می گوید : دیبا از جمله معمارانی بود که دقیقاً به طرحهای متخصصان دیگر عمل می کرد .
آثار این همه حساسیت و این ویژگی شخصیت دیبا را در همه کارهای او به آسانی
می توان ردیابی کرد . مثلا در پارک یوسف آباد که فکر می کنم اولین کار نسبتا بزرگ دیبا بود در محوطه ای کم و بیش کوچک با یک ساختمان قدیمی ، ساختمانهایی ساده از نظر حجم و نوع مصالح و هماهنگ با ساختمان قدیمی طراحی شده اند . محور طراحیها و فضاسازی ها امکان گذران اوقات فراغت توام با آرامش در عین برخورداری از
چشم اندازهای متنوع برای کودکان و بزرگسالان را فراهم کرده است . پلهای روگذر
چشم اندازهای متفاوتی می گشایند . زیرگذرها سایه مطلوب ایجاد می کنند . دیوارهای پارک توقفگاههایی برای رهگذران می سازند که اینک فقط محل عبور نیستند می توانند محل توقف نیز باشند .
درآمیختگی کارهای دیگر دیبا با محیط خود نیز نتیجه ای درخور توجه داشته است موجب شده که کارهای او در عین بدیع بودن غریب و بیگانه نباشند . شاید این امر
تا اندازه ای هم ناشی از استفاده هنرمندانه او از ویژگیهای معماری ایرانی بخصوص معماری حاشیه کویر باشد که در موزه هنرهای معاصر کاملاً آشکار است . استفاده دیبا از نورگیرها ، یا بتن رنگی به رنگ خاک و کاه گل ، پنهان کردن نماها زیر سایبانها با شگردهای متفاوت ، قاب کردن محیط و طبیعت پیرامون در پنجره ها و طاقیها از جمله بهره برداریهای هوشمندانه او از معماری ایران است .
دیبا در عین حال از دستوردهای معماری مدرن هم برای تامین آسایش در بناها و فضاها بهره برده است . . تاسیسات و تجهیزات سرویس دهنده با سیستمهای هدایتی در محل مناسب جای داده شده اند . در موزه هنرهای معاصر سقف کاذب سالنهای موزه از شبکه چوب معمولی با رنگ سیاه ، تاسیسات هوارسانی و برق را در خود جای داده اند . استفاده از رنگ سیاه در اینجا اقدامی بسیار بدیع است . سالن آمفی تئاتر موزه نیز از موکت سیاه در کف و دیوارها پوشیده است که بهترین وصعیت را برای جلوه گری آثار نمایشی ساخته است . در اغلب کارهای دیبا تا حد امکان به جای پله از شیبراههای ملایم استفاده شده است . سازماندهی فضا و ارتباط فضاهای مختلف با عملکرد متفاوت اداری ، خدماتی ، نمایشی و ... در موزه و فرهنگسرا سنجیده است و قابلیت انعطاف پذیری و تغییر فضاها از طریق تقسیم فضا به خصوص در فضاهای نمایشی و همچنین امکان استفاده از شبکه های کرکره ای به خوبی تامین شده است . جز در یک مورد یعنی انبار آثار هنری که در موزه در زیرزمین جای داده شده و می تواند در صورت بروز سیل مشکل ساز باشد نمی توان انتقادی بر سازماندهی فضا در این بنا وارد کرد .
به اعتقاد من موزه هنرهای معاصر و فرهنگسرای نیاوران اوج کارهای هنری دیبا محسوب می شود که از نظر تکنولوژی ساخت خوبی هم بهره مند هستند اما در طرحهای پارک شفق ، شوشتر نو ، دانشگاه جندی شاپور که از نظر فضاهای زیبا شهری بسیار موفق هستند کیفیت تکنولوژی ساخت خوبی بکار گرفته نشده است .
شاید استفاده بجا و مناسب دیبا از آثار حجمی در محوطه ها و فضاهای باز فرهنگسرای نیاوران و موزه هنرهای معاصر لازم نباشد . او پس از حیر غیایی که رد طرح مجلس سنای سابق از زنجیرهای کار آندره بلوک ، معمار و مجسمه ساز بزرگ فرانسوی استفاده کرد، بیشترین همکاری را با هنرمندان مجسمه ساز و نقاش داشت . آثار پرویز تناولی در پارک شفق و فرهنگسرای نیاوران ، کار کارل اشلیمنگر در حیاط داخلی کتابخانه نیاوران و اثر
آیینه کاری منیر فرمانفرماییان در فهنگسرای نیاوران به جلوه معماری خوب دیبا افزوده اند .
و سرانجام به نظر می رسد از آنچه شده است ، به جای خود ، می توانیم یاد کنیم اما اینک این مقامات و دست اندرکاران فرهنگی و هنری امروزند که مسئولیت حفظ و نگهداری آثار هنری معاصر ، از جمله آثار برشمرده را دارند و نخستین گام در این راه آن است که به طور قاطع مانع از انجام تغییرات در فضاها ، بناها و تجهیزات به سلیقه کسانی شوند که فاقد صلاحیت حرفه ای هستند . راستی چرا  نمی توان مانند کشورهای پیشرفته جهان این آثار را نیز همچون آثار معماری تاریخی به عنوان میراث فرهنگی معاصر ثبت و نگهداری کرد ؟ (6)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -