تبلیغات
معماری - کانسبت و معماری
به نام یکتا معمار هستی

کانسبت و معماری

جمعه 23 اردیبهشت 1390 05:34 ب.ظ

نویسنده : مصطفی نصیری اوانکی

نمونه های برخی از این  مقایسه ها  بیش از  بقیه یافت می شوند.  یکی از  راج ترین  آنها  الگوی  خیابان  روستایی یا همان  گذری  سر پوشیده  در میان  مغازه ها  است.  مانند گالریا  در طراحی  خوابگاه  دانشگاه  آلبرتا در  ادمونتون  است. در  این جا  واحد های دانشجویان  مجرد و دانشجویان  مزدوج  در کنار هم  قرار داده شده اند. آپارتمان ها در امتداد  یک گذر  داخلی با  سقفی  مخفی  وار که  نور را فراهم  می کند  قرار گرفتند.  در طراحی  پروژه  صحت  و نحوه  انجام گیری  این  مقایسه  مورد توجه  معماران  قرار داشته  است و  در این رابطه  در برخی  از موارد  بهینه سازی  هم انجام  داده اند که نمونه  آن استفاده  از پنجره های تانل داری  است که به درون  گذر باز می شوند. آنها در مراحل  ابتدایی  کار دریافتند که دید پرسپکتیوی  امتداد گذر  فاقد  زندگی  و رنگارنگی  نمونه هایی است که  قبلا  بررسی کرده اند.  چیزی که  در تصاویر  به جای مانده اند بندهای آویز لباس های  رنگارنگ  در ذهن آنها  وجود داشت  ولی طرحشان  فاقد آن  بود. به منظور  بازنمائی  این پویایی بصری  آنها پنجره های مخصوصی مشرف  به گذر  طراحی کردند. پنجره هایی  که در آنجا  پانل هایی مسلب و رنگارنگ  و نه  شیدکوست  بودند و وقتی  گشوده  می شوند  علاوه بر  جریان  هوای  اضافی  برای داخل  نمایی از جریان  حرکت  و فعالیت  در گذر را هم  مورد نظر  معماران را بوجود آورده.  یک نمونه  دیگر  پروژه تری تاپس (Tree-tops) اثر  دیوید  گلسر از مارکیس ، ستولر ، گلسر در کارولینای جنوبی است. در این پروژه  سیستم راهرو ها و پل های  ارتباطی  ای که  در  ساختمان انبارها  در ساوانای جورجیا  وجود دارد  به عنوان  الگوی  مناسب حل  کردن بسیاری  از مسائل  مربوط به  جانمایی و سیرکولاسیون  انتخاب شده با وجود این که  سایت پروژه بر خلاف  ساختمان  انبارها  تخت  و کاربری آن  مسکونی است  سیستم  راهرو ها به خوبی  جوابگو  هستند.

این چنین  سنجش ها  یا مقایساتی  می توانند فقط  با توجه  یک ساختمان  خاص صوت  نگیرند.  لویی کان در  مورد کانسپت طراحی اش در ساختمان  تحقیقات  پزشکی  دانشگاه  پنسیلواینا  اظهار می کند که  در چند  مودر مختلف  از مقایسه ها  استفاده کرده است.  او توضیح  می دهد  که محققین  برقراری  ارتباط و مشارکت  فکری  از نیازهای اساسی  به شمار  می رود ، بنابراین  اولین مرکز  تحقیقاتی  را با جایی برای  گردهمایی  ملاقات و آگاهی از  فعالیت  های یکدیگر  مقایسه کرد . این کانسپت او  مشابهت  بسیاری  با  روش  ساختمان  موسسه فورد  دارد. کان همچنین  با مشاهده   وضعیت  محققین  پزشکی در محوطه  دانشگاه  پنسیلواینا  که همواره  به شکلی  نا مناسب  در سرتاسر  محوطه  پراکنده  بودند ، کانسپت دوم خود  را حول  تصویر  شخصیتی  این افراد  شکل داد.  او تفکرات  خلاقانه  و فعالیت های این افراد  در آزمایشگاه ها یشان  را با کار هنرمندان  در استودیو هایشان  مورد مقایس  قرار داد او می گوید:

در کار ساختمان  تحقیقات  پزشکی  من در دانشگاه پنسیلواینا این واقعیت  که آزمایشگاه های  علمی  در اصل  بسیار  مشابه استودیو های هنری  هستند  را می توان  مشاهده کرد .... این طرح  با ملاحظاتی  که در مورد فضاهای خاص  و خدمات  مربوط به آنها دارد بیانگر  شخصیت  واقی یک آزمایشگاه  تحقیقاتی  است.

اگر چه  کان توانستند کانسپتی  مبتکرانه  را از طریق انجام  مقایسه ای صحیح بدست آورد و برخی حتی این  ساختمان را  بنایی با اهمیت  در دهه 60 می دانند  اما در عمل  کاربران  آن  با مشکلات  زیادی  روبرو شده اند.

یوناس سالک  برای  احداث  ساختمانی  تحقیقاتی  به نام  خود  نمونه های ساخته شده  این بنا را در  سراسر آمریکا مورد  مطالعه قرار داد. او از  ساختمان تحقیقات  پزشکی  دانشگاه پنسلیواینا  در زمان  فعالیت  روزانه بازدید  به عمل  آورد و با کاربران  آن به گفتگو پرداخت و از مشکلات  آن آگاه  شد.  علی رغم  نکات  منفی اش این  ساختمان  تنها  موردی بود  که در آن  سعی شده  بود تا مسائل  فلسفی  خلاقیت  و آفرینش  هم مورد  توجه قرار گیرد و سرانجام  لویی کان برای طراحی  موسسه  تحقیقاتی  سالک در سان دیگو  برگزیده شد.

استعارات و تشبیهات (کانسپت های استعاری) (Metaphores and Similes)

استعارات ، مانند  مقایسه ها ، به آشکار کردن  روابط بین  اشیا می پردازند. با این  تفاوت که  این روابط  بیشتر  انتزاعی  هستند تا  عینی در واقع  تشبیهات ، استعاراتی هستند  که از  واژه هایی چون  مانند و همانند  برای بیان این  روابط  استفاده  می کند.  تشبیهات  و استعارات  تشخیص  امکان  ارتباط  میان  الگوهاست مقایسه ها روابط عینی  را مد نظر قرار دارند.

چارلرمور  در بحثی  اذهار می کند که او علاقه  دارد ساختمان  ها مانند ژئود (Geode)  باشد و این  تشبیه  خود را در سناریویی چنین بست  می دهد:

در سیحونز آلیز ایالات جورجیا  آپارتمان های  ساحلی  بیانگر  چنین  تصویری (ژئود مانند)  هستند. در  بیرون  عظیم الجثه  اما در درون  مجموعه ای  دیوارهای  رنگی و تزیین  شده شاد است که فضایی درونی  را احاطه کرده اند.

ژئود  نمونه یک  استعاره  کاسچپوال  است که نشان می دهد  چگونه  یک ساختمان  می تواند  همزمان  دو تصویر  داشته باشد. یک ساختمان  می تواند در  نمای بیرون مناسب  با ویژگی های محیط  همسایگی  اش  و در درون  تصویری  متفاوت  مثلا  مفرح یا  دراماتیک  به اقتضای  کاربری  اش داشته  باشد.  مثال های  دیگری از این  دست را می توان  در کتاب در مرح معماری  نوشته آقای جیوپونتی  پیدا کرد. تعریف آواز معماری  خود یک  تشبیه  است: معماری  مانند یک کریستال است از دیگر استعارات  تشبیه های  جالب  توجه  در این کتاب  می توان : اوبلسیک  یک راز است فواره یک نغمه است ، در یک  دعوت  است ، کولوناد یک همصدایی است ، یا  خانه یک  رویا است ، اشاره کرد

جوهری (کانسپت های جوهری) Essences

جوهره ها در واقع چکیده و متمرکز شده جنبه های مختلف مسایل  پیچیده  هستند و باز تابنده  اندیشه های درونی این جنبه ها هستند. استنفورد  اندرسون  درباره  علاقه  لویی کان  به جان  مایه ها  و استفاده  او از استعارات  چنین می نویسد :

کان علاقه مند به فرم ها  و هستی  اشیا است. به جوهره آنها و عناصر و بیانگری  آنها ، او می گوید من همواره به طبیعت  پدیده ها فکر کنم و به ظهور  و تبدیل آنها به  نهایتشان ......... هر ساختمانی در واقع  پاسخی است  به آنچه  برایش  اندیشیده  شده و فضای  آن مشخص  کننده جایگاه  انسان هاست.

اولین  وظیفه هر معمار این است  که برنامه ای  را دریافت میی کند و برگردان فضایی آنها را ارائه دهد و به این ترتیب  لابی یعنی فضایی برای  ورود راهرو  یعنی  یک گالری  و بودجه  یعنی اقتصاد.

طراحان  برای جستجو ی جوهره پروژه  و بیان آن در قالب کانسپت روش های  بسیاری  دارند. این جستجو  در واقع  تلاشی برای  رسیدن به ایده هایی است که  قسمت های  مختلف یک  کانسپتپروژه  را به هم می پیوندد و به عقیده  کان دیده  هایی که  طراح  را قادر می سازد بر شرایط  موجود  مسلط  شود و  آنچه  را که باید  به سرانجام  برساند. یک راه  عملکردی  (پراگماتیک)  عبارت است از  بررسی  برنامه و مشخص  کردن  سلسله مراتب  موجود  با این  فرض  که اصلی ترین  مساله (جوهره) آن است  که در این سلسله  مراتب  در جای  نخست  باشد.  در نهایت  نتیجه چنین بررسی ای می تواند  در غالب  تحلیلی  از برنامه  و یا یک  دیاگرام  گرافیکی ارائه شود.

تاکید  زیاد بر این جان مایه ها و ریشه های اصلی  بر خلاف  یک نگرش  فلسفی دیگر  درباره  خلاقیت  در معماری است که اتفاقا  در قرن بیست هم  طرفداران  زیادی  داشت. این نگرش بر پایه این عقیده  قرار گرفته  که هر معمار  باید  با خلاقیت  و ذهنیت  خاص خود  به آفرینش  بپردازد .کسانی چون فرانک  لوید رایت یا اروسارنین و والتر گروپیوس ( از موسسین با وهاوس) از حامیان  این فلسفه  بوده اند.  گرایش عمومی  به استفاده  از منابع و نمونه هایمعماری  پیشین – چه تاریخی  و چه متاخر – به جای  نمونه های  بومی  هم عصر از زمان ظهور  لویی کان  در دهه 60 به عنوان  یک طراح  فرم ها  مجددا  مورد توجه  قرار گرفت . او صریحا معماری  روم  باستان  و آثار  لوکوربوزیه  را  منابع  اصلی  الهام  خویش  بر شمرد. اگر چه  او هیچ وقت  درباره  معاصرینش به  صراحت  سخنی نگفته  بود اما  در زمانی که مشغول  طراحی  ساختمان  کتابخانه  آکادمی  ارکستر  بود از  کتابخانه  طراحی شده  بوسیله  هیواستابینز  در دانشکده  پزشکی  هاروارد  با عنوان  کتابخانه  ای بسیار خوب  یاد کرد.  با مقایسه  بین پلان ها  و فضاهای  داخلی میتوان  شباهت های  زیادی  بین آن دو  را دید.  نمونه دیگر  جستجو  برای کانسپت های  جوهره  گرا  را می توان  آثار جان  پورتمن  مشاهده کرد. معروفترین  کارهای  او هتل هایی با فضاهای  دراماتیک  و مربع هستند. در کانسپت کارهای  او تصاویر ذهنی  و علاقه های او  توجه به  کاربردهای بنا  و هر کجا  که ممکن  بوده طراحی  که ممکن بوده  طراحی شهری  ای متناسب  با شهر  موجود را  مشاهده کرد. لابی های  چند طبقه هتل های او – خصوصا  در هتل هایت در سان فرانسیسکو – در اصل امکانی عمومی  هستند  که هم  متعلق  به خود  هتل  و هم متعلق  به شهر  هستند.  درک بالای پورتمن  از آنچه  که می تواند  توجه مردم  را جلب نماید  و آنها را به وجود  بیاورد ، را در جزئیات  کار او دید.

لارس  لروپ روش  عملکرد دیگری  ارائه می کند. روش  او در واقع  ترکیبی از کانسپت مقایسه ای  و جوهره ای  است. هنگامی که  او صورت  مساله  طراحی  جدیدی  را دریافت  می کند ابتدا  چند نمونه  مشهور  را که خصوصیات  موجود در آنها مشابه  جنبه های مختلف  صورت مساله ی  خودش  دست را مشخص  می کند و عکسهایی  از این نمونه ها که هر کدام  حداقل  یکی از ویژگی های مورد نظر  او را در  خود دارند  انتخاب می کند.  سپس او در  چند مرحله  به تحلیل  این تصاویر  می پردازد.  سخت  او از روی هر تصویر  مجددا  طراحی می کند  و به ویرایش   آن ها می پردازد  تا ویژگی  مد نظرش  را برجسته  سازد.  این ویژگی ها  به تدریج  به صورت  فرضیاتی ذهنی  ای درسی آیند  که هر کدام  در حکم یک  درس طراحی  هستند.  این فرضیات  به هم  افزوده  می شوند تا در نهایت  مجموعه آن ها  هدایت  کننده  طرح  پیشنهادی  او باشند.

سمبل ها زیر مجموعه ای از  جوهره ها هستند . سمبل ها بیانگر  این مطلب هستند  که جان  مایه ها می توانند  فرم ها و تصاویر قابل  درک برای عموم  تجسم یابند. با این  حال  چرا باید  کسی  تلاش  کند تا  طرح یک  ساختمان  رابرای  سمبل سازی – که شاید  نه چندان  مهم هم باشد – فورد  استفاده  قرار دهد؟  پاسخ این  است که سمبل  ها در  تصاویری  هستند که  پاسخ های  برای انگیزه های بصری  ایجاد می کنند.  بنابراین  همواره در  ارتباط با  انتظاراتی  هستند که  از بنا می رود.  یک ساختمان  می تواند همزمان  مکانی برای  انجام یک فعالیت  و سمبلی  برای آن  باشد.

پاسخ مستقیم  و حل مساله (کانسپت های برنامه ای)




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -